share
گروه کتابخوانی «قصهزی»: پرسه در دل قصهها
۲ مرداد ساعت ۱۱:۰۰
هفت تیر
۶ ساعت
توضیحات
💡 ما کی هستیم؟
قصهزی؛ جایی برای زیستن لابهلای قصهها؛
ما اینجا فقط کتاب نمیخونیم؛ بلکه قصهها رو زندگی میکنیم.
✍️ در «قصهزی» چه کار میکنیم؟
* خواندن داستانهای کوتاه معاصر و کلاسیک
* گفتوگو و تحلیل جمعی
* بازنویسی و تغییر روایتها
* تمرین نوشتن خلاق و تجربهی بازی با داستان
* اجرای نمایشی و جان دادن دوباره به قصهها
📖 این ماه در گروه «قصهزی» چه اتفاقی میافته؟
توی این دوره قراره با هم دو قصه از مجموعه داستان «شرق بنفشه» رو بخونیم. هر قصه فقط یه متن برای خوندن نیست؛ بهونهایه برای حرف زدن، خیال کردن، نوشتن و بازی کردن.
یه قصه رو انتخاب میکنیم؛ معمولاً داستانهای کوتاه.
بعد از خوندنش کنار هم، قصه رو رها نمیکنیم؛ با هم راجع بهش صحبت میکنیم، از حسهامون میگیم و بعد خلق رو شروع میکنیم. دست به قلم میشیم و توی جهان اون قصه دست میبریم. قصهی خودمون رو از دلش درمیاریم.
مسیرش رو عوض میکنیم، پایانهای دیگه میسازیم و دوباره روایتش میکنیم.
و بعد وارد همون جهان میشیم؛ هر کدوممون یه نقش رو انتخاب میکنیم و قصه رو روی صحنه، هرچند ساده و خودمونی، زندگی میکنیم.
اگه کتاب رو ندارید هم بیاین تو گروهمون، کتاب و قصهها توی گروه قرار داده میشه.
گروهمون اینجوری پیش میره:
*جلسه اول: قصه اول " شرق بنفشه" رو با هم میخونیم، دربارهش حرف میزنیم، حسهامون و برداشتهامون رو به اشتراک میذاریم و کمی عمیقتر بهش نگاه میکنیم.
*جلسه دوم: نوبت دست به قلم شدنه. پایان یا بخشهایی از قصه رو از نگاه خودمون تغییر میدیم، روایت تازهای میسازیم و بعد اون رو به شکل نمایشی اجرا میکنیم و با قصه بازی میکنیم.
*جلسه سوم: سراغ قصه دوم میریم؛ "سالومه" با هم میخونیمش، تحلیلش میکنیم و درباره شخصیتها، فضا و اتفاقها گپ میزنیم.
*جلسه چهارم: دوباره دست به قلم میشیم، روایت خودمون رو خلق میکنیم و این بار هم قصه رو به یک اجرای نمایشی تبدیل میکنیم.
🤝 این گروه برای کیه؟
برای کسانی که فقط نمیخواهند بخوانند؛
میخواهند وارد داستان شوند، در آن غرق شوند و خودشان جزئی از قصه باشند.
🚨توجه: این گروه در چهار جلسه جمعهها ساعت 11 به تاریخ ۲، ۹ و ۱۶ و ۲۳مرداد به مدت یک ساعت و نیم برگزار میگردد. بلیط تهیه شده شامل هر چهار جلسه میباشد.
سوالات متداول
قوانین لغو و جابهجایی
expand_more
علیرضا خندابی
برگزار کننده
عاشق شکار قصههام؛ چون بنظرم فقط با قصهست که آدم میتونه زندگی رو ادامه بده! برای همین از وقتی یادم میاد قصه خوندم و نوشتم. رادیو شدم و قصههامو به گوش دوستام رسوندم. از پادکستمون شروع کردم به قصه گفتن بدون میکروفون و هیچ امکاناتی تا رادیو رورانس که توی استودیو نشستم و بالاخره آرزوی بچگیام به حقیقت پیوست و پشت میکروفون برای آدما قصه گفتم. حالا اینجام تا قصههای شما رو شکار کنم.